۱۹- تاثیر شک برانگیز پزشکان، مشاوران و روانپزشکان

مرداد, ۱۳۹۷ بدون نظر خلاصه ای از کتاب های موفقیت

خلاصه کتاب هنر شفاف اندیشیدن، بخش ۱۹: بازگشته به میانگین

درد کمر او گاهی بهتر بود و گاهی بدتر می شد. بعضی روز ها احساس میکرد میتواند کوه را جابجا کند و بعضی روزها هم به سختی میتوانست از جایش تکان بخورد. وقتی این اتفاق می افتاد، (که البته به ندرت این طور می شد)، همرسش او را به مرکز فیزیوتراپی می رساند. روز بعد، احساس راحتی بیشتری در حرکاتش داشت و آن فیزیوتراپ را به همه توصیه میکرد.
یک مرد دیگر مشاور سرمایه گذاری یک بانک بزرگ، برای خودش نوعی«رقص باران» ابداع کرد و هر وقت اوضاع بازار بورس بسیار بد می شد، در دست شویی به شیوه ی خودش می رقصید. این کار خیلی عجیب به نظر می رسد، اما او با اشتیاق این کار را میکرد، و همیشه اوضاع پس از آن بهتر می شد.
آن چه این دو مرد را به هم پیوند میدهد یک خطاست؛ توهم بازگشت به میانگین
نادیده گرفتن بازگشت به میانگین میتواند آثار مخربی داشته باش، مثل معلمانی (یا مدیرانی) که فکر میکنند چماق کارآمدتر از هویج است. برای مثال، پس از یک آزمون، دانشجویانی را که بالاترین نمرات را دارند، تشویق میکنند و دانش آموزانی که نمرات شان از سایرین پایین تر است توبیخ. در آزمون بعدی، احتمالا دانشجویان دیگری_کاملا از سر تصادف_بالاترین و پایین ترین نمرات را مال خود میکنند. به همین خاطر ،معلم گمان میکنداین توبیخ نتیجه میدهد و تشویق باعث سستی میشود_خطایی که دایم تکرار میشود.
در نتیجه، وقتی داستانهایی مثل این را می شنوی که «مریض بودم، به پزشک مراجعه کردم و چند روز بعد بهتر شدم» یا «شرکت ما سال بدی داشت، بعد یک مشاور استخدام کردیم و حالا اوضاع به حالت عادی برگشته است»، به دنبال دوست قدیمی ما، بازگشت به میانگین باش.

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *